استاد شیر علی شهرضا
دیشب توی اخبار ساعت 10 بود که تلویزیون خبر فوت یه دانشجوی نابغه صنعتی شریف رو داد که از قضا مبتکر و مخترع و غیره بوده و اسم تلفن همراه هم پیشنهاد اون بوده
اسمش برام آشنا بود شهرضا یه استاد داشتیم به همین فامیلی تو همین فکرا بودم که دکتر شیرعلی شهرضا رو نشون داد که داشت گریه می کرد آره خودش بود
یادش به خیر
ترم آخر باهاش مدار منطقی پیشرفته داشتیم کلاس ساعت 8 تا 9/30 بود و من 9 واحد بیشتر نداشتم معمولا روزایی که ساعت 8 کلاس داشتم ،یه ربع به هشت بیدار می شدم و 5 دقیقه به هشت در خوابگاه منتظر تاکسی میموندم و 8 الی 8:5 دقیقه سر کلاس بودم اما کلاس استاد شهرضا :
9:15 دقیقه از خوابگاه بیرون میومدم 9:25 دقیقه از لای در کلاس منتظر یه فرصت میموندم که استاد روشو بکنه به تخته و آروم می رفتم ردیف اول می نشستم
9:30 حاضری می خوردم و بر می گشتم خوابگاه در راه برگشت هم معمولا چند تا بستنی شاه توتی می خریدم با بر و چز که تازه از خواب بیدار شده بودن می خوردیم
یادمه که روزای آخر کلاس مدار منطقی تا ساعت 9:15 تقریبا دو سه نفر تو کلاس نشسته بودن (میترا همیشه سر کلاس حاضر بود) و شهرضا هم با روحیه بشاش خودش درس میداد انگار نه انگار ... ساعت 9:25 کلاس یهو پر میشد ازجمعیت و بچه ها یکی یکی فرز می پریدن رو صندلیهای ردیف اول
طوری که در یک چشم به هم زدن کلاس پر می شد اما شهرضا اصلا به روی خودش نمیاورد و حاضری همه رو میداد.واقعا استاد مهربونی بود و ما دانشجوهای بدی بودیم که سو استفاده می کردیم.
اون موقع نمی دونستیم پسرش نابغه است همیشه موقع امتحانا با باباش میومد دانشکده فکر کنم دبیرستان بود اما یه روز فریبا اسمشو توی روزنامه همشهری دیده بود که تو جشنواره خوارزمی اول شده بود.
روحش شاد مطمئنا الان جاش خوبه چون عمرشو هر چند کوتاه اما مفید گذرونده و کلاساشو هم دو در نمیکرده
سایت استاد شهرضا:
www.hip.ir/about/
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 9:7 توسط نازی
|